کمپین بین المللی دعا فقط برای یک نفر با تولیدات رسانه ای در زمینه ی ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار فعالیت میکند

امروز : یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱

اسلحه آخر الزمان – قسمت دوم

اسلحه آخر الزمان – قسمت دوم

“ابابیل” مامور الهی
داستانی  دیگر از قدرت خداوند درباره اصحاب فیل و لشکر ابرهه‌:
در زمانی که لشکر ابرهه تصمیم به تخریب کعبه گرفتند خداوند متعال، پرستوهایی را برای مقابله با لشکر ابرهه و نابودی آن‌ها مامور کرد. پرستو های کوچکی که به امر خداوند در دهان هر یک سنگ ریزه‌ای (سجیل) به اندازه نخود بود، لشکر عظیم ابرهه حمله ور شده و هر یک مامور نابودی یکی از آن فیلبانان بودند .و آن سنگریزه های کوچک به اذن الهی قدرت عظیمی پیدا می کردند که وقتی آن را به روی سرشان رها می‌نمودند از بین دو پای آنها و از شکم فیل ها در آمده و به زمین می افتادند که موجب سرنگونی فیل ها با سواران شان مای گردید لذا خداوند  قرآن می فرماید :
“اَلَم  تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُکَ بِاَصحابِ الفیلِ (۱)اَلَمَ یَجعَل کَیدَهُم فی تَضلیل،(۲)وَاَرسلَ عَلَیهِم طَیراً اَبابیلَ (۳)ت.َرمیهِم بِحِجاره مِن سِجّیل (۴)فَجَعَلَهُم کَعَصف مَاکُول(۵)”(سوره مبارکه فیل)
ای رسول  آیا ندیدی که خدای توبه اصحاب فیل( سپاه فیل سوار ابرهه )چه کرد؟! آیا کیدو تدبیر آنها را( که برای خرابی کعبه اندیشیدند)؟! تباه نکرد و بر هلاک آن ها مرغان ابابیل را فرستاد، تا آن سپاه را به سنگ سجیل سنگ باران کردند،وتنشان را چون علفی زیر دندان حیوان خورد گردانید.” به راستی آیا مردمان زمانه از این نوع بمبارانهای الهی پند نمی گیرند؟ که حتی یک نفر از آن لشکر نجات پیدا نکرد و تنها یک نفر به اراده خداوند تعالی زنده ماند و نزد فرمانده لشکر خود رفت تا گزارش شکست و تار و مار شدن شان را بدهد. پرنده ای که مأمور تعقیب بود صبر کرد و فرصتی به او داد تا خبرش را برساند ،به محض رساندن خبر سنگ ریزه را باز بر سرش زد و او را هم به درک واصل نمود و به ماموریتش پایان داد. (این قاصد همان ابرهه فرمانده لشکر بود).ذکر این  داستان برای مغروران تاریخ قدرت های بزرگ جهان، این هشدار را به دنبال دارد که قدرت نمایی آنها با ابزار های جنگی پیشرفته در مقابل اسلحه الهی، ناچیز بوده و قبل از آن که سلاح خود را به کار ببرند نابود خواهد شد همانطور که خداوند به ابابیل دستور داد لشکر عظیم ابره را با سنگ ریزه های ناچیز نابود کنند .امروزه دانشمندان ،با وجود پیشرفت های بسیار در عرصه علم و دانش از تشخیص ماهیت آن تا کنون عاجز مانده اند .در قرآن کریم می فرماید:
اَفَاَمِنَ الّذینَ مَکَرُوالسّیِّاتِ اَن یَخسِفَ اللهُ بِهِم الاَرضَ آَویَاتِیَهُمُ العَذابُ مِن حَیثُ لا یَشعُرُن(۴۵)اَویَاخُذَهُم فی تَقَلُّبِهِم فَما هُم بِمُعجِزین(۴۶) ” (سوره مبارکه نحل)
کسانی که  با مکر وسیله مرتکب  گناهان می شوند آیا خود را در امان می دانند  که خداوند آنها را به زمین فرو برد یا از طریق که گمان ندارند به آنها از آب برسد. بنابراین خداوند نیاز به اسلحه مخرب برای حفاظت از اولیا یش را ندارد و همه موجودات به امر الهی عمل می‌نمایند.
“زمین” اسلحه الهی
در آخرالزمان ،شخصی ستمگر به نام سفیانی خروج می کند که پس از اشغال دمشق، حمص،فلسطین، اردن ،قنصرین و غیره با قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) به جنگ باحضرت می پردازد، وقتی او برای دستگیری حضرت مهدی( عجل الله تعالی فرجه) و یارانش لشکری بزرگ به سوی حجاز می فرستد در زمین بیدا ءکه بین مکه و مدینه می باشد (و الان هم به همین نام معروف و حاجیان بر سر راه خود تابلوی نصب شده آن را در کنار راه می بینند که نوشته شده ارض بیدا ءیعنی سرزمین خشک و بی آب و علف) زمانی که لشکر سفیانی به آنجا می رسند به امر خدای متعال جبرئیل به زمین امر فرماید که اَبیدَهُم(۱) یعنی نابود و هلاک کن آنها را و زمین دهانش را باز کرده و همه ی آن لشکر را می بلعد و فرو می برد مگر دو نفر که جبرئیل سیلی به صورت‌ آن دو نفر زده و ان ها را به عقب برمی گرداند. یکی مأمور خبر به سفیانی و دیگری مامور خبر به حضرت صاحب الامر( عجل الله تعالی فرجه) شود که البته آن که توفیق بشارت به حضرت مهدی ( عجل الله تعالی فرجه) را پیدا می کند به دست مبارک حضرت توبه می‌نمایند .

“شیر” مامور الهی
هارون الرّشید مردی را حاضر کرد که امر امامت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را باطل سازد و آن حضرت را در مجلس تحقیر نماید. برای این منظور مردساحری را حاضر کردند، چون سفره گستردند ،آن مرد ساحر بر روی نان عملی انجام داد که هر وقت خادم حضرت اراده می‌کرد نان را بردارد آن نان از دستش می پرید ،و هارون الرشید از این منظره به خنده و سرور در می‌آمد. در آن حال حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ناگهان به طرف تصویر شیری که در پرده نقاشی شده بود نگاه کرده فرمودند:” یا اسَدَ الله خُذ عَدُوُّ الله ” “ای شیر خدا !دشمن خدا را بگیر.” ناگهان آن تصویر مانند یک حیوان درنده قوی پنجه ای جستن کرد و آن مرد ساحر را دریده و طعمه خود ساخت . هارون و همراهانش همگی بیهوش شده و به روی زمین افتادند و شدّت ترس عقلها از سرهایشان پرید. و چون پس از مدتی بهوش آمدند هارون به حضرت گفت :به حقّی که من بر تو دارم از تو می خواهم که به این تصویر شیر امرکنی که ساحررا برگرداند. حضرت فرمود: اگر عصای موسی ریسمانها و عصا هایی را که از جادوگران فرعون بلعیده بود بازگردانید این تصویر هم آن مرد بلعیده شده را بر خواهد گردانید.(د)

معجزات حضرت موسی علیه السلام در قرآن کریم
(فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آیَاتٍ مُفَصَّلَاتٍ فَاسْتَکْبَرُوا وَکَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِینَ – ۱۳۳)(۲)  “پس برآنها طوفان وملخ و شپشک و وزغ ( قورباغه) و خون شدن آب را به صورت نشانه های آشکار قهر و غضب فرستادیم و باز سرکشی کردند و طریق کبر و خودخواهی پیش گرفتند و قومی نابکار شدند.” حضرت موسی علیه السلام و برادرش ‌هارون مدت چهل سال گرفتار ظلم فرعون بودند که او ادعای خدایی میکرد، برای اینکه فرعون و قومش به خود آیند و از جهل و نادانی دست بردارند، خداوند بلاهای عظیمی همچون طوفان ،ملخ، شپش ،قورباغه و خون شدن آب را بر آنان نازل فرمودند.

“قحطی “مامور الهی
فرعون و قومش به نصیحت های حضرت موسی علیه السلام و هارون توجه نکرده و منکر حق‌تعالی شده و آیات و معجزات حضرت موسی را سحر و جادو می خواندند .حضرت موسی از خداوند درخواست کرد که قحطی بر آنها مسلط شود زیرا فرعون و قومش کفران نعمت می‌کردند .خدای تعالی دعای حضرت موسی علیه السلام را مستجاب فرمود و چندین سال فرعونیان را گرفتار قطعی غلات نمود تا اینکه به تنگ آمدند و نزد حضرت موسی شرفیاب شده، تقاضا کردند که اگر از خدای خود بخواهی قحطی و تنگی معاش را از مادفع کند ما به خدای تو ایمان می آوریم و ستایش و بندگی او را می‌کنیم .حضرت موسی علیه السلام دعا کرد، خدای تعالی اجابت فرمود، ابری نازل شد و باران رحمت الهی بارید و مردم از الطاف حضرت موسی علیه السلام تشکر و قدردانی نمودند. اما وقتی غلات و میوه ها و سبزی های فراوان به وجود آمد و از قحطی نجات یافتند، حضرت موسی علیه السلام را مورد سرزنش قرار داده ،در کمال بی انصافی گفتن ما در گذشته نعمات زیادی داشتیم ،قحطی و خشکسالی شدید به دلیل شومی شما بر ما مسلط شد.
“ملخ” مامور الهی
وقتی خدای تعالی رفتار ناپسند فرعون و قومش را ملاحظه کرد ،سال بعد، ملخ ها را مامور کرد کلیه غلات و زرا عات و سبزه های فرعونیان را خورده و نابود کنند، سپس فرعونیان بار دیگر گرفتار کاهش آذوقه شدند. مردم باز با گریه و زاری خدمت حضرت موسی علیه السلام رسیده و از او درخواست کردند تا دعا کند تا ملخ ها از بین بروند و مشکلات معاش آنها رفع گردد. حضرت موسی علیه السلام بار دیگر دعا نمود و از خدا درخواست کرد و خداوند تعالی اجابت فرمود و بلای ملخ ها را از آنها دور ساخت.

د-ابن شهر آشوب در کتاب “مناقب”در ضمن حالات حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام (ج۲ص۳۶۴و۳۶۵ از طبع سنگی )
۱-وفی الحدیث آن قوما کانوا یغزون البیت فنزلوا بالبیداء فبعث الله جبرائیل ،فقال یا بیداء ابیدیهم .الملاحم والدین و الفتن ص۷۶.
۲-سوره مبارکه اعراف آیه ۱۳۳

گردآورنده :::: ولی الله  اسفندیاری
ادامه…
قسمت اول 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *